اپیزود نهم از فصل یک آنکادر: مصاحبه با دکتر نیکو آخوندی

0 17

مهمان اپیزود نهم فصل یک آنکادر، خانم دکتر نیکو آخوندی است. نیکو در دانشگاه علوم پزشکی تهران، داروسازی خوانده، در دوران دانشجویی به‌عنوان دبیر مرکز پژوهش‌های دانشجویی فعالیت کرده و اکنون به‌عنوان مدیر دپارتمان دارویی شرکت مشاوره مالی و سرمایه‌گذاری مانا مشغول به کار است.

نیکو با وجود گذراندن دوران تحصیلی بسیار موفق، آینده و علاقه‌ی خود را در فعالیت در زمینه‌ی امور مالی و سرمایه‌گذاری می‌داند و برای رسیدن به جایگاه فعلی خود به‌عنوان مشاور سرمایه‌گذاری در کسب و کارهای حوزه‌ی دارو و سلامت، تصمیم‌های سخت و پر چالشی را گرفته است. نیکو در این اپیزود در آنکادر، توضیح می‌دهد که چگونه بر جو حاکم بر دانشگاه غلبه و درست خلاف جهت رودخانه شنا کرده است تا بتواند مسیر رشد و پیشرفت شخصی و منحصربه‌فرد خود را ترسیم نماید.

نیکو در این گفتگو درباره‌ی تفاوت کار در محیط دانشگاهی و کسب و کار خصوصی، خطرپذیری، انتخاب صحیح و تجربه و نظرش درباره‌ی شکست صحبت می‌کند و توصیه‌های ارزشمندی را برای علاقمندان به کسب تجربه در فضای کسب و کار ارائه می‌دهد.

ما در آنکادر تجربه و چالش‌های انتخاب کسانی را که سعی کردند قاب و چارچوب‌های رایج را کنار بگذارند و مسیری متفاوت برای خودشان انتخاب کنند روایت می‌کنیم.

اپیزود نهم از فصل یک آنکادر را در انکر بشنوید.

پادکست آنکادر از کجا بشنویم؟


Podcast Badge-ApplePodcast
 Podcast Badge-PodBean  Podcast Badge-GooglePodcast  Podcast Badge-Spotify

Podcast Badge-Stitcher
 Podcast Badge-CastBox  Podcast Badge-GoogleMusic

پادکست آنکادر را کجا ببینیم؟


Podcast Badge-Aparat
 Podcast Badge-youtube

لیست مهمانان این فصل را در اپیزود صفر از فصل یک آنکادر ببینید.

خلاصه اپیزود نهم از فصل یک آنکادر

نیکو در دانشگاه علوم پزشکی تهران، داروسازی خوانده و در دوران دانشجویی به‌عنوان دبیر مرکز پژوهش‌ها فعالیت داشته و اکنون به‌عنوان مدیر دپارتمان دارویی شرکت مشاوره‌ی مالی و سرمایه‌گذاری مانا مشغول به کار است.

او در موقعیت کاری فعلی خود به‌عنوان یک داروساز و متخصص حوزه‌ی سلامت، به بیمارستان‌ها، آزمایشگاه‌ها و شرکت‌های دارویی در زمینه‌ی امور مالی و سرمایه‌گذاری مشاوره‌ی تخصصی ارائه می‌دهد. نیکو در توصیف چگونگی فعالیت و جزئیات کاری خود اینگونه توضیح می‌دهد: «کسب و کار ما در واقع یک کسب و کار B2B هستش اصطلاحا و با شرکت‌ها و کسب و کارها کار می‌کنیم که ممکنه در اشل‌ها و سایزهای مختلف و در مراحل رشد مختلفی باشن. ما سعی می‌کنیم این‌ها رو توی حوزه‌ی کسب و کارشون هدایت بکنیم تا بیشترین بازدهی و بیشترین میزان خلق ارزش را داشته باشند.»

نیکو در ادامه و در توضیح خدمات مشاوره‌ی خود به موارد زیر اشاره می‌کند: «خدمات ما تو سه هستش: حوزه‌ی مشاوره (advisory)، حوزه‌ی تامین سرمایه و حوزه‌ی سرمایه‌گذاری. تو حوزه‌ی مشاوره، کاری که ما می‌کنیم تو حوزه‌ی مشاوره استراتژیک و Transaction Advisory هستش. تو حوزه‌ی مشاوره‌ی استراتژیک، بحث‌های مطالعات بازار، استراتژی، ورود به بازار و مطالعات مشابه و غیره باعث میشه یک دیتای اولیه‌ای رو در اختیار شرکت‌ها بذاریم تا بتونن بهتر تصمیم‌گیری بکنن بحث بعدی این هستش که شرکت‌ها شاید بخوان درگیر قراردادهایی بشن، درگیر مذاکراتی بشن که حالا این فراردادها و مذاکرات ممکنه در راستای توسعه‌ی شرکتی یا توسعه‌ی کسب و کارشون باشه.»

به‌عنوان یک متخصص تامین سرمایه، نیکو به کسب و کارها کمک می‌کند تا با استفاده از دو روش تامین مالی از طریق پذیرش در بورس (Equity Capital  Market) و تامین مالی از طریق انتشار اوراق بدهی در بورس (Debt Capital Market) سرمایه‌ی لازم برای توسعه و گسترش فعالیت‌های خود را جذب نمایند.

نیکو در ادامه و در توضیح اینکه چگونه به این حوزه‌ی فعالیت علاقمند شده و از حوزه‌ی تخصصی خود فاصله گرفته، توضیح می‌دهد که با انتخاب کارورزی در حوزه‌ی صنعت و قبول خطر حضور در فضای جدی کسب و کار در سال آخر دوران دانشجویی، با حوزه‌ی تامین سرمایه و مشاوره‌ی سرمایه‌گذاری آشنا شده است؛ مسیری که قرار بود در سه ماه به پایان رسد اما چهار سال ادامه پیدا کرده است. نیکو در ادامه اینگونه توضیح می‌دهد: «برای اینکه بتونم تو این حوزه باشم و فعالیت کنم، طبعا مجبور بودم چیزای مختلف بخونم، مثلا من دوره حسابداری گذروندم تا واسه اینکه بفهمم صورت مالی چیه، این حساب‌هایی که می‌گن چی هستش، بتونم تحلیل و آنالیز بکنم… خلاصه یادمه من اوایل که می‌رفتم شرکت از صبح تا عصر هیچ‌کاری نمی‌کردم، ولی خسته می‌شدم چون احساس می‌کردم سیناپس‌های جدیدی تو مغزم داره شکل‌ می‌گیره. تا قبلش تو حوزه‌ی بهداشت عمومی بودم تو حوزه‌ی دانشگاه بودم و همه چیز رو مردمی و انسان‌دوستانه می‌دیدیم، این طرف که اومده بودم اصلا از این خبرا نبود. در اصل این بود که دو دو تا چهارتا و اینکه چقدر می‌دی و چقدر می‌گیری اصلا نوع نگاه صد و هشتاد درجه متفاوت بود.»

او در ادامه شرح می‌دهد که چگونه با استفاده از آمارنامه‌ی فروش سالانه‌ی دارو و سیستم کدگذاری دارویی (ATC Code)، گزارش کاملی از تحلیل بازار دارو آماده کرده و با ارائه‌ی آن توانسته است مقدمات ایجاد یک سرمایه‌گذاری مشترک (Joint Venture) میان شرکت مشاوره مالی و سرمایه‌گذاری مانا و شرکت تامین سرمایه‌ی امین (یکی از بزرگترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری در ایران) را فراهم نماید تا به این ترتیب اولین مرکز تخصصی ارائه‌ی راهکارهای تخصصی حوزه‌ی سلامت در ایران ایجاد شود.

نیکو در پاسخ به این سوال ما که چه چیزی هنگام انجام این کار او را به وجد می‌آورد، می‌گوید: «من در دوران دانشجویی و به واسطه‌ی اینکه MPH هم می‌خوندم و با اساتید اقتصاد دارو در ارتباط بودم، خیلی مطمئن بودم که اقتصاد دارو رو می‌خوام و اقتصاد دوست دارم…حتی به تحصیل در خارج از کشور فکر کرده بودم، منتهی وقتی وارد این حوزه شدم، دیدم چیزی که من دوست داشتم چقدر شبیه‌تره به این تا اقتصاد و اون چیزی که من دوست دارم فایننسه و ادبیاتش اون زمان اصلا بین ما نبود… صورت مالی چیه و اصلا چه پیغامی رو می‌رسونه؟… توی بحث کسب و کار توی شرکت هیچ‌وقت اقتصاد کلان و خرد نیستش که باهاش سروکار داشته باشیم، بحث صورت مالی هستش در کنار بحث تکنیکال.»

نیکو، تعریف چشم‌انداز را اتفاقی از جنس خودش نمی‌داند و معتقد است تجربه‌های زندگی به او نشان داده‌اند که داشتن یک چشم‌انداز ثابت و غیرقابل تغییر، کمکی به طی صحیح مسیر نمی‌کند و ممکن است مسیر شغلی و حوزه‌ی فعالیتش در ده سال آینده به‌طور کلی تغییر کند. نیکو اما در صورت باقی‌ماندن در همین حوزه، مسیر آینده‌ی خود را در سرمایه‌گذاری و ایجاد شرکت‌های سرمایه‌گذاری خصوصی می‌بیند تا به خلق ارزش در کسب و کارهای مختلف و آینده‌دار در حوزه‌ی سلامت کمک نماید. او از سوی دیگر، کمک به دانشجویان و افراد تازه‌کار و کمک در شناساندن حوزه‌ی تامین سرمایه را بخشی از رسالت خود می‌داند.

نیکو در پاسخ به ما که درباره‌ی خطرپذیری و تعریف آن در حوزه‌ی فعالیت تخصصی وی پرسیدیم، شرح می‌دهد که پیش از بررسی خطرپذیری توجه به نحوه‌ی انتخاب ما، رسیدن به موفقیت و معیار و شاخص ما برای موفقیت اهمیت بالایی دارد: «تکلیف دو تا چیز رو ما باید با خودمون روشن بکنیم وقتی که می‌خوایم انتخاب بکنیم و وقتی تو سن پایین‌تر می‌خوایم چشم‌انداز زندگیمونو مشخص کنیم؛ اینکه اصلا چرا می‌خوایم موفق باشیم و اینکه چه کسی موفقه؟ تعریف اصلی ما از موفقیت چی هستش؟ چون ممکنه از نظر یکی رسیدن به ثروت کلان به منزله‌ی موفقیت باشه، از منظر یه نفر دیگه ممکنه اون رفاه توی زندگی اون شادی توی زندگی نماد موفقیت باشه و در نظر هرکسی متفاوته اینا. اینکه چرا می‌خوایم موفق باشیم احتمالا دلیلش اون خوشحالی هستش. ما همه‌مون دنبال یک خوشحالی و رضایتی هستیم که از زندگی داشته باشیم. اینکه چه کسی موفقه بیسش به ارزش‌های ما برمی‌گرده.»

نیکو در ادامه توضیح می‌دهد که مقرون به صرفه و Cost-effective بودن برای او یک ارزش مهم به حساب می‌آید و در تعیین اهداف شخصی همواره به این مسئله توجه می‌کند که برای رسیدن به هدف باید به چه میزان هزینه کند. در کنار این مسئله، خطرپذیری نیز اهمیت پیدا می‌کند.

«از اون طرف اینکه [انتخاب ما] چه قدر ریسک داره هم مهمه، چون هرچه موفقیت بزرگتری رو انتخاب می‌کنیم، ریسک بالاتری رو باید بپذیریم چون عدم قطعیت رسیدن بهش بالاتر می‌ره. و وقتی عدم قطعیت بالا بره، به دنبالش عدم رضایت هم میاد. واسه همین ما باید یاد بگیریم که چطور تو شرایط عدم قطعیت شادی خودمونو بالا نگه داریم. اینکه آدم‌ها توی یک موقعیتی باشند که دائما احتمالات مختلف بهشون وارد بشه و ندونن که دقیقا چه اتفاقی قراره بیفته این عدم رضایت میاره برای آدم‌ها و به نظر من بچه‌ها وقتی می‌خوان انتخاب بکنن، چهار تا مسئله رو باید در نظر بگیرن: یکی میزان تحمل خودشون از عدم قطعیته، یه بحث هزینه‌ایه که برای رسیدن به هدفشون ارزیابی بکنن، سه اینکه میزان ریسکی که باید بپذیرن رو ارزیابی بکنن و چهار نوع پاداشی که قراره بگیرن از اون کار»

نیکو در ادامه توضیح می‌دهد که با درنظر گرفتن موارد فوق، می‌تواند به راحتی مواردی که به آن‌ها علاقه‌ای ندارد از حوزه‌ی انتخاب‌های خود حذف نماید و با محدود شدن انتخاب‌ها، می‌تواند گزینه‌ی بهتر را به‌راحتی انتخاب نماید و بدین ترتیب محیط و سبک کاری خود را تعریف می‌کند. نیکو خطرپذیری را نیز یکی از مهم‌ترین عوامل در تعیین مسیر کاری می‌داند. او محیط کسب و کار را محیطی پرخطر و کاملا متفاوت از محیط دانشگاه توصیف می‌کند که نیازمند تلاش و جنگیدن فراوان در شرایط عدم قطعیت و خطر بالا است. این شرایط می‌تواند برای افرادی با خطرپذیری پایین آزاردهنده باشد، لذا شناخت هر فرد از ویژگی‌‌های شخصیتی خود و سپس در نظر گرفتن چهار مورد فوق می‌تواند به انتخاب محیط کاری مناسب کمک شایانی نماید.

نیکو در ادامه خود را فردی خطرپذیر معرفی می‌کند و معتقد است که ورود به دنیای کسب و کار در دوره‌ی کارورزی برخلاف جو حاکم بر دانشجویان و دور شدن از فضای داروسازی و تمرکز بر جنبه‌ی مالی حوزه سلامت از بزرگ‌ترین ریسک‌هایی است که در دوره کاری خود متقبل شده است.  او در ازای این خطرپذیری، فرصت ایجاد ارتباط معنادار میان دو حوزه‌ی داروسازی و مالی و درک نیازها و معضلات هر دو حوزه را به‌عنوان یک تخصص مهم و نادر در شرایط فعلی ایران به‌دست آورده است. 

نیکو در پاسخ به این سوال ما که آیا تا به حال شکست را تجربه کرده و اینکه نظرش درباره‌ی شکست چیست، توضیح می‌دهد: «درست مثل اینه که بگیم تا حالا نفس کشیدی یا نه. شکست یک اتفاق روتینه و موفقیت یه حالت خاصی از تلاش‌های توئه که به نتیجه‌ی مورد انتظار رسیده و شکست نخورده». او سپس ادامه می‌دهد که: «تو ذهن بچه‌ها این شکل گرفته که باید همیشه موفق باشن در حالیکه اصلا اینطور نیست؛ ما همیشه شکست می‌خوریم مگه اینکه خلافش ثابت بشه. کسی که در زندگیش شکست نخورده بسیار انسان ناپخته‌ایه و من نمی‌تونم به هیچ وجه با شخصی که تا به حال تو زندگی شکست نخورده تعامل داشته باشم، چون به‌نظرم شکست باعث می‌شه تا ظرفیت ذهنی آدم‌ها بزرگتر، تحمل آن‌ها بیشتر و جهان‌بینی آن‌ها کامل‌تر بشه».

از نظر نیکو شکست بخشی از محیط کسب و کار است، زیرا محیطی است که خطر و عدم قطعیت بالایی دارد، این مسئله به‌ویژه برای افرادی که محیط دانشگاه را تجربه کرده‌اند، بسیار پررنگ است. در محیط‌های دانشگاهی شاخص‌های موفقیت و پیشرفت کاملا مشخص است و این مسئله شرایط کاملا امنی برای افراد ایجاد می‌کند. برای فردی که از فضای دانشگاه به فضای کسب و کار وارد می‌شود، این موضوع می‌تواند حتی دیوانه‌کننده باشد، زیرا در محیط کسب و کار این خود فرد است که باید شاخص موفقیت را برای خود تعریف کند و بدون توجه به شاخص‌هایی که محیط تحمیل می‌کند همچنان شادی و رضایت خود را حفظ کند.

نیکو به افرادی که به تازگی قصد ورود به فضای کسب و کار را دارند توصیه می‌کند که اول مشخص کنند که به این حوزه [کسب و کار] علاقه دارند یا خیر، اما اگر فکر می‌کنند که خطرپذیری، تحمل بالا نسبت به شرایط عدم قطعیت و علاقه به کسب و کار دارند، بهتر است از فاز مطالعاتی و مطالعه اخبار شروع کنند و سپس به افرادی مانند نیکو که این شرایط را تجربه کرده‌اند، مراجعه کنند تا از کمک و مشاوره حضوری آن‌ها نیز بهره‌مند شوند. در نهایت مهم‌ترین توصیه‌ی نیکو به این افراد این است که حتما فضای کسب و کار، کار خصوصی و جدی [نه لزوما استارتاپ] را تجربه کنند.

نیکو در نهایت و در پاسخ به پرسش آخر آنکادر، به خود بیست ساله‌اش توصیه می‌کند تا بیشتر و بهتر اشتباه کند تا مسیر خود را به درستی طی نماید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.