Home آنکادر اپیزود اول از فصل یک آنکادر: مصاحبه با دکتر پوریا روزرخ

اپیزود اول از فصل یک آنکادر: مصاحبه با دکتر پوریا روزرخ

توسط آیدین پرنیا

ما در آنکادر تجربه و چالش‌های انتخاب کسانی که سعی کردن قاب و چارچوب‌های رایج رو کنار بزارن و مسیری متفاوت برای خودشون انتخاب کنن رو روایت می‌کنیم.

مهمان اپیزود اول از فصل یک پادکست آنکادر، دکتر پوریا روزرخ است. پوریا که پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی تهران خوانده اکنون در مرکز تحقیقات انفورماتیک رادیولوژی میوکلینیک آمریکا، پژوهشگر هوش مصنوعی است و آن‌طور که خودش می‌گوید بین پزشکی و هوش مصنوعی پل زده.

او در این گفتگوی شنیدنی، از مسیری که برای رسیدن به این نقطه طی کرده، ترس‌هایی که تجربه کرده و ریسک‌هایی که پذیرفته می‌گوید. برایمان توضیح می‌دهد اکنون چه چیزهایی به دست آورده و در ازایش چه چیزهایی را از دست داده. در انتها هم از توصیه‌هایی می‌گوید که اگر می‌توانست اکنون به خود بیست‌ساله‌اش صحبت کند، به خود می‌گفت. توصیه‌هایی که می‌تواند برای هرکسی که خود را بر سر دوراهی یا چندراهی انتخاب می‌بیند، مفید باشد.

اپیزود اول از فصل یک آنکادر را در پادبین بشنوید.

پادکست آنکادر از کجا بشنویم؟

آنکادر را در اپل پادکست بشنوید آنکادر را در گوگل پادکست بشنوید آنکادر را در کست باکس بشنوید آنکادر را در پادبین بشنوید  آنکادر را در اسپاتیفای بشنوید آنکادر را در گوگل موزیک بشنوید آنکادر را در استیچر بشنوید

پادکست آنکادر را کجا ببینیم؟

آنکادر را در آپارات ببینید  آنکادر را در یوتیوب ببینید

لیست مهمانان این فصل را در اپیزود صفر از فصل یک آنکادر ببینید.

خلاصه اپیزود اول از فصل یک آنکادر

اولین مهمان فصل اول آنکادر، دکتر پوریا روزرخ است. پوریا پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی تهران خوانده و اکنون در مرکز تحقیقات انفورماتیک رادیولوژی میوکلینیک آمریکا، پژوهشگر هوش مصنوعی است.

ابتدا، از او درباره فعالیت‌هایی که در طول روز انجام می‌دهد پرسیدیم و او گفت در حال حاضر، کارش ترکیبی از تحقیقات و ریسرچ و برنامه‌نویسی و توسعه برنامه‌های کامپیوتری است.

«کاری که ما می‌کنیم این است که سعی کنیم یک‌‌سری مسأله‌هایی را که دپارتمان‌های مختلف میوکلینیک یا دانشگاه‌ها و مراکز دیگر مطرح می‌کنند و فکر می‌کنند خیلی با روش‌های روتین نمی‌توانند از پسشان بر بیایند به کمک هوش مصنوعی حل بکنیم یا به حل شدن آنها کمک بکنیم.»

او مهارت‌هایی را که برای شغل فعلی‌اش لازم دارد بسیار متنوع، از برنامه‌نویسی و مقاله‌نویسی تا مهارت‌های نرمی همچون مهارت مذاکره و ارائه متفاوت دانست.

وقتی از پوریا درباره چشم‌انداز آینده‌اش پرسیدیم، برایمان توضیح داد که چطور از فردی که برای ابعاد مختلف زندگی تا 20 سال آینده برنامه‌ای دقیق و مشخص چیده بود، تبدیل شد به فردی که چشم‌اندازی مبهم دارد و فقط در همین حد می‌تواند آن را مشخص کند:

«من دوست دارم که در آینده خودم، چیزی که بیشتر از هر کار دیگری در زندگی‌ام تجربه می‌کنم، تجربه خلق کردن باشد… خلق کردن خیلی جذاب است و من دوست دارم خالق باشم. ولی، نمی‌دونم که این خلق کردن لزوما باید در چه حوزه‌ای اتفاق بیفتد. فعلا در حوزه هوش مصنوعی هستم و دارم بین هوش مصنوعی و پزشکی خلق می‌کنم. فردا شاید بروم در دانشگاه هیئت علمی باشم. فردا شاید بروم یک استارتاپ راه بیاندازم »

پوریا برایمان درباره مسیری که از ابتدای دانشجویی تا موقعیت فعلی‌اش طی کرده گفت و وقتی از او درباره علت اینکه مسیر روتین پزشکی را انتخاب نکرد پرسیدیم، به علاقه‌اش به فعالیت‌های بین رشته‌ای اشاره کرد و گفت:

«من آمدم اینجا که به یک سوال مهمم جواب داده شود و این سوال در همین چند ماهی که اینجا هستم هم جواب گرفته. آن سوال این بود که آیا می‌شود پزشک بود و در کنار پزشکی و در کنار اینکه حتی طبابت می‌کنی -حالا ممکن است یک عده نخواهند طبابت هم بکنند- در حیطه‌هایی که هیچ ربطی به پزشکی ندارد هم باشی و حتی بین این رشته‌ها پل بزنی. و آره. من الان می‌بینم که این شدنی است. من اینجا به اندازه موهای سرم کسانی را دیدم که پزشک هستند، Phd علوم کامپیوتر (Computer Science) دارند، دارند کار هوش مصنوعی (AI) یا اینترنت اشیا (IOT) می‌کنند بین دو رشته … من الان تمام روزم را صرف این‌کار (برنامه‌نویسی) می‌کنم و اصلا هم احساس نمی‌کنم از پزشکی دور شده‌ام.»

بدون شک، قدم گذاشتن در مسیری متفاوت، بدون خطر نیست. پوریا درباره خطرهایی که کرده، ترس‌هایی که تجربه کرده، آنچه از دست داده و چیزهایی که به دست آورده هم تجربیاتش را با ما در میان گذاشت.

«از لحظه‌ای که تصمیم می‌گیری وارد مسیر فرعی (مسیر غیرمعمول آینده) شوی، از همان لحظه دو تا چیز شروع می‌شود. ترس و اشتباه. یعنی این دوتا، دوتا جزء جدانشدنی این مسیرها هستند و لحظه‌ای نبوده در این چند سال که من به خودم نگفته باشم اشتباه کردی یا حداقل نترسیده باشم از اینکه اشتباه کرده باشم.»

«وقتی متر و معیار نگاه کردنت به خوب بودن زندگی رو می‌ذاری اچیومنت‌های روتینی رو که آدم‌ها برای هم تعریف می‌کنن و به آدم‌های دور و برت نگاه می‌کنی، خیلی وقت‌ها نگران می‌شی. حتی اگه پشیمون نشی، قطعا نگران می‌شی و قطعا می‌ترسی. الان بچه‌هایی که هم‌دوره من بودن، چندتاشون هیئت علمی شدن، خیلی‌هاشون دیگه سال آخر رزیدنتی هستن و دارن برای بورد می‌خونن… یه وقت‌هایی آدم به خودش می‌گه نکنه اون مسیره درست‌تر بود.»

«ریسک‌ها زیاد هستند. ریسک مهاجرت… ریسک ناراضی‌شدن پدر و مادر و اطرافیانم، ریسک بالا رفتن و در خطر قرار گرفتن اعتبار اجتماعی‌ام … و واقعا مهم‌ترین ریسک، ریسک خودت. حالا آدم‌ها به کنار، آدم برای بقیه که زندگی نمی‌کند. تو خودت با خودت می‌گویی من اگر پزشک می‌شدم، تخصصم را می‌گرفتم، حداقل درآمدم اینقدر در ماه بود. حالا که نرفتم چی؟ حالا که دارم این پول را در نمی‌آورم چی؟ فلانی که این پول را در می‌آورد کجاست و من که الان در نمی‌آورم کجا هستم؟ و آیا تو می‌توانی از این چیزی که دوست داری سال بعد برسی به (پولی) که می‌خواهی در بیاوری؟ یا دو سال بعد؟ و می‌ترسی. اینها همه‌اش ریسک است. در سطح فردی ریسک است، در سطح خانوادگی ریسک است، در سطح اجتماعی ریسک است. در هر سطحی که تو اسمش را ببری داری ریسک می‌کنی و می‌ترسی، از تک‌تک اینها می‌ترسی.»

توصیه پوریا به کسانی که فکر می‌کنند شاید بخواهند مسیر او را انتخاب کنند، برگرفته از مقاله‌ای از Harvard Business Review بود:

«در مورد انتخاب مسیر شغلی‌تان هم به چشم یک استارتاپ به خودتان نگاه کنید و برای شغل آینده‌تان بیزنس پلن ننویسید. از الان شما نمی‌توانید تصمیم بگیرید من می‌خواهم در چه حیطه‌ای وارد بشوم… حرفش (مقاله) این بود که می‌گفت شما اگر می‌خواهید حیطه‌های مختلف را امتحان کنید، آزمون و خطاهای سیستماتیک و هدفمند بکنید…»

در آخر، از پوریا پرسیدیم اگر می‌توانست به خود 20 ساله‌اش توصیه‌ای بکند چه می‌گفت؟

«4تا چیز رو یاد بگیر. یاد بگیر که آدم می‌ترسه و باید ترس رو تحمل کرد و باهاش کنار اومد. ترس لزوما چیز بدی نیست. آدم شجاع کسی نیست که نمی‌ترسه، کسیه که می‌ترس وکارش رو می‌کنه. دوم اینکه یاد بگیر شکست بخوری. من خیلی وقت‌ها از اینکه طعم شکست روبه موقع نچشیده بودم ضربه خوردم… آدم‌ها باید بفهمن درست شکست بخورن، از شکست‌ها بازخورد بگیرن، یاد بگیرند و بروند جلو. بعد باید یاد بگیرند ابهام رو تحمل کنند. قبول کن که خیلی وقت‌ها پیش می‌آید که تو نمی‌دانی در آینده چه می‌شود… این سومی‌اش. چهارمی‌اش هم اینکه، مهارت تحمل تغییر داشته باشند. بالاخره خیلی وقت‌ها پیش می‌آید که ما مجبوریم ناگهان رنگ عوض بکنیم. امروز به عنوان یک کسی که دانشجوی پزشکی است کار می‌کنی، فردا به عنوان یک کارآفرین، پس‌فردا به عنوان محقق، فردایش به عنوان کس دیگر. امروز من دارم برنامه‌نویسیمی‌کنم که دو سال پیش نمی‌کردم و تو باید تحمل تغییر در زندگی خودت، تحمل تغییر در زندگی بقیه، تغییر نگاه بقیه نسبت به خودت را داشته باشی.»

البته، این فقط یکی از سه توصیه‌ دکتر پوریا روزرخ به خود 20 ساله‌اش بود.

پیشنهاد می‌کنیم این گفتگوی جذاب و آموزنده را از دست ندهید و اپیزود اول فصل اول آنکادر را به طور کامل گوش کنید.

مطالب مرتبط

نظر خود را بنویسید